با تو هستم اي دوست... - تاریخ: 1396/8/2 ساعت: 3:22
درباره وبلاگ صفر عاشقي....چه انتظار بيهوده ايست!وقتي كه حتي هيچ ساعت و دقيقه ايي نيستمناين دخترك بي تاب شاعردلم ميخواهد " تو "مخاطب خاصِ " من " باشي.....
هميشه "قلب"يك زن در ميان است! - تاریخ: 1396/8/2 ساعت: 3:22
در زیباترینعاشقانه های جهانهمیشه "قلب"یک زن در میان است! زن اگر نباشد پرنده ی شعر در شاخه های دفتر هیچ شاعری پر نمی زند... + نوشته شده توسط دختر خاطره ها در جمعه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۶ و ساعت 0:30 |
تركم نكن!... - تاریخ: 1396/8/2 ساعت: 3:22
یک لحظه از خیال تو ، آسوده نیستمترکم نکن ! ... که با تو بفهمم که کیستمبا رفتنت ، دوباره مرا امتحان نکن ...مهلت بده که بر سر عهدم بایستممن ، آن مسافرم که به دنبال یک سرابیک عمر در امید وفای تو زیستم !خاکت شدم ، که بلکه تو یک روز ، گُل شوی !اکنون به جز
عزیز دلم !برايت خواهم گفت... - تاریخ: 1396/8/2 ساعت: 3:22
عزیز دلم !در شبی به درازای گیسوانتبه راز عشق پی خواهم بردو برایت خواهم گفتکه عشق آنقدرها هم پیچیده نیستکه عشق می تواند بافتن ناشیانه ی گیسوان معشوقه ات باشدآنگاه که بی وقفه مصراعی از سعدی را با خودت زمزمه می کنی:کمندست آن که وی دارد نه گیسوکمندست آن
اي رديف غزلم ،ورد زبانم ،نفسم. - تاریخ: 1396/8/2 ساعت: 3:22
ای ردیف غزلم ، ورد زبانم ، نفسمحاکم گستره ی فن بیانم ، نفسمتو چه کردی که دلم این همه خواهانت شد؟حکم کرده است فقط با تو بمانم نفسمگوشه ی دنج اتاقم شب شعری برپاستگرم چندین غزل پر هیجان ام نفسمبیستون چیست ؟ بگو تا دل البرز بِکنامتحان کن به گمانم بتوانم
امشب شب عشق است و شبی مهتابی... - تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 12:34
امشب شب عشق است و شبی مهتابی دیوانگی و سرکشی و بی تابی اشکی به زلال چشمه و حالی خوش همپای ستاره های شب بی خوابی همراه و هم آشیانه تا مقصد صبح با یک غم سرخ ، داغ دردی آبی فرصت چه کم است و راه دریا در پیش باید که برید از عالم مردابی با عشق تو تا بام فل
باران گرفته ام به هواي شكفتنت... - تاریخ: 1396/7/26 ساعت: 12:34
باران گرفته ام به هوای شکفتنت جاری در امتداد ترک خوردۀ تنت با اشک های حلقه شده پای گونه هايت با دست های حلقه شده دور گردنت من متهم به رابطه با واژۀ توام مظنون به دستکاری گل های دامنت این گرگ و میش وقت طلوع است یا غروب در چشم های نیلیِ مایل به روشنت؟
بوي زلف تو... - تاریخ: 1396/7/23 ساعت: 15:42
J بوي زلف تو... همان مونس جان است كه بود...
وعده ي ديداري؟! - تاریخ: 1396/7/23 ساعت: 15:42
آه ، ای عشق تو در جان و تن من جاری دلم آن سوی زمان با تو آیا دارد ــ وعده ی دیداری ؟ ــ چه شنیدم ؟ تو چه گفتی ؟ ــ آری ؟! + نوشته شده توسط دختر خاطره ها در سه شنبه یازدهم مهر ۱۳۹۶ و ساعت 11:45 |
با چشم هايت حرف دارم... - تاریخ: 1396/7/23 ساعت: 15:42
با چشم هایت حرف دارم می خواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگویم از بهار...از بغض های نبودنت از نامه های چشمانم...که همیشه بی جواب ماند باور نمی کنی ؟ تمام این روزهابا لبخندت آفتابی بود امادلتنگی آغوشت... رهایم نمی کند به راستی عشق بزرگترین آرامش جهان است . + نوشته شده توسط دختر خاطره ها در چهارشنبه د...
زلف تو بلند و شاعرانه.. - تاریخ: 1396/7/23 ساعت: 15:42
زلف تو بلند شاعرانه انبوه نگاهت آهوانه دزدیده نگاه تو مرا کشت آن لحظه که می روی به خانه می ریخت شلال گیسوانت با شانۀ باد روی شانه در کوچه به جز من و تو کس نیست دستی بکشم به موت یا نه؟ بر خنگ خیال من نشستی ای ماه وش عزیزدانه از گردش چشم تو نمانیم ما را چه به گردش زمانه + نوشته شده توسط دختر خاطره ها ...
... - تاریخ: 1396/7/23 ساعت: 15:42
تمام قرارهایمان را روی ساعت مچی ام بسته بودم تو اما ... حواست پرت بود پرتِ پرت دورِ دور و من سال هاست دستم بند است به آمدنت...
الفبا... - تاریخ: 1396/7/23 ساعت: 15:42
الفبا برای سخن گفتن نیست برای نوشتن نام توست اعداد پیش از تولد تو به صف ایستادند تا راز زادروز تو را بدانند دستهای من برای جستجوی تو پیدا شدند دهانم کشف دهان توست ای کاشف آتش در آسمان دلم توده برفیستکه به خنده های تو دل بسته است... + نوشته شده توسط دختر خاطره ها در پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۶ و ساعت 10:...
شاعر شدن... - تاریخ: 1396/7/23 ساعت: 15:42
شاعر شدن، گناه بزرگی ست! تو را تحویل خودت می دهند و می گویند بفرما و تا آماده شوی بفرمایی انتقام سختی از عشق می گیرند! باید لای مدادها سنگر بگیری پشت کتاب ها گلوله باران شوی و زنی را که دوست داری از خانه ات از قلبت حذف کنی و فقط توی شعرها سراغش را بگیری! + نوشته شده توسط دختر خاطره ها در شنبه پانزده...
همين حالا بخوان... - تاریخ: 1396/7/23 ساعت: 15:42
این شعر را همین حالا بخوان وگرنه بعدها باورت نمی شود هنگام سرودنش چگونه دیوانه وار عاشقت بودم همین حالا بخوان این شعر را که ساختار محکمی ندارد و مثل شانه های تو هربار گریه می کنم می لرزد هربار گریه می کنم و پیراهن هیچ فصلی خیس تر از بهاری نخواهد بود که عاشقت شدم.... + نوشته شده توسط دختر خاطره ها در...
تو جانِ شعر مني... - تاریخ: 1396/7/23 ساعت: 15:42
تو مهربانتر از آنی که فکر می کردم درست مثل همانی که فکر می کردم شبیهِ ... ساده بگویم کسی شبیهت نیست هنوز هم تو چنانی که فکر می کردم تو جان شعر منی و جهان چشمانم مباد بی تو جهانی که فکر می کردم تمام دلخوشی لحظه های من از توست تو آنِ آنِ زمانی که فکر می کردم درست مثل همانی که در پی ات بودم درست مثل هم...
بيان احساس.... - تاریخ: 1396/7/23 ساعت: 15:42
تنت ... به دشت گل های وحشی می ماند: معطر و ناشناخته بوسه ام ... هر جا که می نشیند پروانه ای از خواب می پرد! + نوشته شده توسط دختر خاطره ها در یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۶ و ساعت 12:56 |