دلم برای هم آغوشیِ صمیمیِ تنهایمان
برای نوازش
برای صدا کردنهای تو
برای حرفهای خوب
تنگ شده
صدایم کن!
دلم برای دوست داشتنهای بیانتها
برای شبهای تا صبح… بدون خواب
برای خودم
برای خودت
پنجرهها و مهتاب
تنگ شده
صدایم کن!
نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد ۱۴۰۱ساعت 23:37 توسط دختر خاطره ها|
برچسب:
نویسنده: محمد فراهانی