
دل من جایی در یک بعدازظهر جا مانده است
جایی در زمانِ نارنجیِ خورشید
جایی در تکاپوی دلهره
جایی در رُستنگاهِ زلالیت محض
جایی با دودِ سیگار و عطرِ غلیظ قهوه
جایی تویِ همین کافه ی تهِ کوچهدورِ همان میز گردِ کنارِ پنجره
جایی که سفارشِ چایِ دونفره دادم و “ تو “ نیامدی.....
+ نوشته شده توسط دختر خاطره ها در شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۶ و ساعت 22:51 |
برچسب:
نویسنده: محمد فراهانی