خرید بک لینک
برف میبارد و من چشم به راهت هستم 
درپی آتشی از برق نگاهت هستم 

قهوه و چایی و نسکافه مرا گرم نکرد
چون به دنبال همان شال سیاهت هستم

شب و تنهایی و سیگار ولی فندک نیست 
من فقط منتظر شعله ی آهت هستم 

میکشم نقش تورا با قلم خاطره ها 
چون که تصویرگر صورت ماهت هستم 

بغض و فریاد شدم بازمرا نشنیدی
مثل یک گمشده ای در ته چاهت هستم 

عازم دورترین نقطه ی دنیا که شوی
باهمه 1 ها پشت و 1 هستم

+ نوشته شده توسط دختر خاطره ها در دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۶ و ساعت 0:50 |

برچسب: نویسنده: محمد فراهانی تاريخ: يکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت: 20:13

صفحه بندی